دُعَاءُ كُمَيْل
دعای کمیل
۲۴۹ بند منبع: Mafatih al-Jinan
بخشهایی از این ترجمه با کمک ماشین انجام شده و در انتظار بازبینی علمی است.
- ۱
اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْألُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيٍْء
ای خدا، از تو میخواهم به رحمتت که همه چیز را در برگرفته است،
- ۲
وَبِقُوَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيٍْء
و به قوتت که تو به وسیلهی آن بر همه چیز غالب هستی،
- ۳
وَخَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيٍْء
و به سوی آن که تمام چیزها فروتن و خاضع هستند،
- ۴
وَذَلَّ لَهَا كُلُّ شَيٍْء
و پیش روی آن که تمام چیزها پست و ذلیل هستند،
- ۵
وَبِجَبرُوتِكَ الَّتِي غَلَبْتَ بِهَا كُلَّ شَيٍْء
و به ناپذیری تو که تو به وسیلهی آن بر تمام چیز غالب میآیی،
- ۶
وَبِعِزَّتِكَ الَّتِي لا يَقُومُ لَهَا شَيْءٌ
و به قدرتت که کوئی چیز نمیتواند مقاومت کند،
- ۷
وَبِعَظَمَتِكَ الَّتِي مَلأَتْ كُلَّ شَيٍْء
و به بزرگی تو که تمام چیزها را پر کرده است،
- ۸
وَبِسُلْطَانِكَ الَّذِي عَلاَ كُلَّ شَيٍْء
و به نیروی تو که بر تمام چیزها برتری دارد،
- ۹
وَبِوَجْهِكَ الْبَاقِي بَعْدَ فَنَاءِ كُلِّ شَيٍْء
و به چهرهی تو که پس از نابودی تمام چیزها باقی است،
- ۱۰
وَبِأَسْمَائِكَ الَّتِي مَلأَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَيٍْء
و به نامهای تو که بنیادهای تمام چیزها را پر کردهاند،
- ۱۱
وَبِعِلْمِكَ الَّذِي أَحَاطَ بِكُلِّ شَيٍْء
و به علمت که تمام چیزها را احاطه میکند،
- ۱۲
وَبِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَيٍْء
و به نور چهرهی تو که به وسیلهی آن تمام چیزها روشن هستند!!
- ۱۳
يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ
ای نور! ای پاک و مقدس!!
- ۱۴
يَا أَوَّلَ الأَوَّلِينَ
ای اول آنان که اول هستند،
- ۱۵
وَيَا آخِرَ الآخِرِينَ
و ای آخر آنان که آخر هستند!!
- ۱۶
اللَّهُمَ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتِي تَهتِكُ الْعِصَمَ
ای خدا، گناهان مرا که حفاظتها را میدریزند، ببخش!!
- ۱۷
اللَّهُمَ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ
ای خدا، گناهان مرا که بلاها را میآورند، ببخش!!
- ۱۸
اللَّهُمَ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتِي تُغيِّرُ النِّعَمَ
ای خدا، گناهان مرا که نعمات را برمیدارند، ببخش!!
- ۱۹
اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ الدُّعَاءَ
ای خدا، گناهان مرا که دعا را باز میدارند، ببخش!!
- ۲۰
اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتِي تَقْطَعُ الرََّّجَاءَ
ای خدا، گناهان مرا که امیدها را میکاهند، ببخش!!
- ۲۱
اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ البَلاءَ
ای خدا، گناهان مرا که بلاها را سبب میشوند، ببخش!!
- ۲۲
اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ وَكُلَّ خَطِيئَةٍ أَخْطَأْتُهَا
ای خدا، هر گناهی را که مرتکب شدهام و هر خطایی را که انجام دادهام، ببخش!!
- ۲۳
اَللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِذِكْرِكَ
ای خدا، من از تو قربت میطلبم به واسطهی یاد تو،
- ۲۴
وَأَسْتَشْفِعُ بِكَ إِلَي نَفْسِكَ
و شفاعت از تو برای خود تو میخواهم،
- ۲۵
وَأَسْألُكَ بِجُودِكَ أَن تُدْنِيَنِي مِن قُرْبِكَ
و از تو میخواهم که به واسطهی بخششات مرا نزدیک خود کنی،
- ۲۶
وَأَن تُوزِعَنِي شُكْرَكَ
و مرا سامان شکر گزاری به تو بدهی،
- ۲۷
وَأَن تُلْهِمَنِي ذِكْرَكَ
و مرا به یاد تو الهام کنی۔
- ۲۸
اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْألُكَ سُؤَالَ خَاضِعٍ مُّتَذَلِّلٍ خَاشِعٍ أَن تُسَامِحَنِي وَتَرْحَمَنِي
ای خدا، من به مثابهی آدمی فروتن و ذلیل و پست، از تو میخواهم تحمل نشان داهی و بر مرا رحم کنی،
- ۲۹
وَتَجْعلَنِي بِقَسَمِكَ رَاضِياً قَانِعاً، وَفِي جَمِيعِ الأَحْوَاِل مُتَوَاضِعاً
و مرا به فرمان خود راضی و خشنود کنی و در هر حال فروتن باش۔
- ۳۰
اَللَّهُمَّ وَأَسْألُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ
ای خدا، از تو سوال کنندگان حاجت مندی شدید میکنم،
- ۳۱
وَأَنزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدَائِدِ حَاجَتَهُ
و آنکه در سختیها حاجتش را به تو بیان کرده است،
- ۳۲
وَعَظُمَ فِيمَا عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ
و آنکه رغبتاش به آنچه نزد تو است بسیار شده است۔
- ۳۳
اَللَّهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُكَ وَعَلاَ مَكَانُكَ
ای خدا، قدرت تو بسیار است، جایگاه تو بلند است،
- ۳۴
وَخَفِي مَكْرُكَ وَظَهَرَ أَمْرُكَ
و تدبیر تو مخفی است، فرمان تو ظاهر است،
- ۳۵
وَغَلَبَ قَهْرُكَ وَجَرَتْ قُدْرَتُكَ
و غلبهی تو مطلق است، قدرت تو بیمانع است،
- ۳۶
وَلا يُمْكِنُ الْفِرَارُ مِنْ حُكُومَتِكَ
و فرار از حکومت تو ممکن نیست۔
- ۳۷
اَللَّهُمَّ لا أَجِدُ لِذُنُوبِي غَافِراً
ای خدا، من گناهان مرا بخشندهای نمییابم،
- ۳۸
وَّلا لِقَبَائِحِي سَاتِراً
و نه پنهانکنندگان کردار زشتام را،
- ۳۹
وَّلا لِشَيٍْء مِّنْ عَمَلِي الْقَبِيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيْرَكَ
و نه تبدیلکنندهی کردار زشتام را به نیکی جز تو،
- ۴۰
لا إِلَهَ إِلاَّ أَنتَ
نیست خدایی جز تو!!
- ۴۱
سُبْحَانَكَ وَبِحَمْدِكَ
تسبیح تو را و ستایش تمام تو است!!
- ۴۲
ظَلَمْتُ نَفْسِي
خود را ستم کردهام،
- ۴۳
وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي
و در جهل خود جرات کردهام،
- ۴۴
وَسَكَنتُ إِلَي قَدِيمِ ذِكْرِكَ لِي وَمَنِّكَ عَلَيَّ
و بر یاد قدیم تو از خود و بر احسان تو کوکی کردهام۔
- ۴۵
اَللَّهُمَّ مَوْلايَ
ای خدا! ای محافظ من!!
- ۴۶
كَم مِّن قَبِيحٍ سَتَرْتَهُ
چه بسا کردار زشت را پنهان کردهای!!
- ۴۷
وَكَم مِّن فَاِدحٍ مِّنَ البَلاءِ أَقَلْتَهُ
چه بسا مصیبت سنگین را نابود کردهای!!
- ۴۸
وَكَم مِّنْ عِثَارٍ وَّقَيْتَهُ
و چه بسا لغزش را جلوگیری کردهای!!
- ۴۹
وَكَم مِّن مَّكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ
و چه بسا بلا را دفع کردهای!!
- ۵۰
وَكَم مِّن ثَنَاٍء جَمِيلٍ لَّسْتُ أَهْلاً لَّهُ نَشَرْتَهُ
و چه بسا ستایش نیکو، که آن را سزاوار نبودم، پخش کردهای!!
- ۵۱
اَللَّهُمَّ عَظُمَ بَلائِي
ای خدا، بلای من بسیار عظیم است
- ۵۲
وَأَفْرَطَ بِي سُوءُ حَاِلي
و حال بدم بیش از حد فراوان است
- ۵۳
وَقَصُرَتْ بِي أَعْمَاِلي
و کردارهای من ناکافی است
- ۵۴
وَقَعَدَتْ بِي أَغْلاَلِي
و زنجیرهایم مرا محکم بسته است
- ۵۵
وَحَبَسَنِي عَن نَّفْعِي بُعْدُ آمَاِلي
و امیدهای دور از من مرا از منفعت خود باز داشته است
- ۵۶
وَخَدَعَتْنِي الدُّنْيَا بِغُرُورِهَا وَنَفْسِي بِجِنَايَتِهَا وَمِطَاِلي
و این جهان با فریبندگیهای خود و جانم با گناهان خود و تاخیر من مرا فریب داده است
- ۵۷
يَا سَيِّدِي فَأَسْألُكَ بِعِزَّتِكَ أَن لا يَحْجُبَ عَنْكَ دُعَائِي سُوءُ عَمَلِي وَفِعَاِلي
ای مالکم! پس از تو به قدرت تو مسئول هستم که کردارهای بد و اعمال من سوال مرا از تو پوشاننده نباشند
- ۵۸
وَلا تَفْضَحَنِي بِخَفِيِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرِّي
و مرا به خفیات و اسرار خود که بر تو پنهان نیست رسوا نکنی
- ۵۹
وَلا تُعَاجِلْنِي بِالْعُقُوبَةِ عَلَى مَا عَمِلْتُهُ فِي خَلَوَاتِي
و مرا به سزای آنچه در خلوت انجام داده ام تعجیل به عذاب نکنی
- ۶۰
مِنْ سُوءِ فِعْلِي وَإِسَاءَتِي،
گناهان من در خلوت و خطاهای من
- ۶۱
وَدَوَامِ تَفْرِيطِي وَجَهَالَتِي
و غفلت مسلسل من و نادانی من
- ۶۲
وَكَثْرَةِ شَهَوَاتِي وَغَفْلَتِي
و هوسهای فراوان من و فراموشی من
- ۶۳
وَكُنِ اَللَّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِي فِي كُلِّ الأَحْوَاِل رَؤُوفاً
و به قدرت تو ای خدا، به من لطف کن در تمام احوال
- ۶۴
وَّعَلَيَّ فِي جَمِيعِ الأُمُورِ عَطُوفاً
و مرا به احسان دولت کن در تمام امور
- ۶۵
إِلَهِي وَرَبِّي مَن لِّي غَيْرُكَ أَسْألُهُ كَشْفَ ضُرِّي وَالْنَّظَرَ فِي أَمْرِي!
ای معبود و پروردگار من! آیا کسی جز تو هست که از او دردهای خود را درخواست کنم و برای امور خود التفات بطلبم
- ۶۶
إِلَهِي وَمَوْلاي أَجْرَيْتَ عَلَيَّ حُكْماً اتَّبَعْتُ فِيهِ هَوَى نَفْسِي،
ای معبود و سرپناه من! تو فرمانی را از طریق من به انجام رسانیدی که در آن از هوای نفس خود پیروی کردم
- ۶۷
وَلَمْ أَحْتَرِسْ فِيهِ مِن تَزْيينِ عَدُوِّي،
و از احتیاط و هشدار دشمنم حق نپذیرفتم
- ۶۸
فَغَرَّنِي بِمَا أَهْوَى وَأَسْعَدَهُ عَلَى ذَلِكَ القَضَاءُ
پس او مرا به واسطه هوای نفس فریب داد و تقدیر در آن براش یاری نمود
- ۶۹
فَتَجَاوَزْتُ بِمَا جَرَى عَلَيَّ مِنْ ذَلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ
پس در آنچه از طریق من به انجام رسید، برخی از احکام تو را نقض کردم
- ۷۰
وَخَالَفْتُ بَعْضَ أَوَامِرِكَ
و برخی از فرمانهای تو را نافرمانی کردم
- ۷۱
فَلَكَ الْحُجَّةُ عَلَيَّ فِي جَمِيعِ ذَلِكَ
پس حجت و دلیل در همه اینها براه تو است
- ۷۲
وَلا حُجَّةَ لِي فِيمَا جَرَي عَلَيَّ فِيهِ قَضَاؤُكَ،
من در آنچه تقدیر تو از طریق من به انجام رسانید حجتی ندارم
- ۷۳
وَأَلْزَمَنِي حُكْمُكَ وَبَلاؤُكَ
و در آنچه حکم و بلای تو مرا بر آن تحمیل کرد نیز
- ۷۴
وَقَدْ أَتَيْتُكَ يَا إِلَهِي بَعْدَ تَقْصِيرِي وَإِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي
پس حال آمده ام نزد تو ای معبود من پس از تقصیر و بیاعتنائی به نفس خود
- ۷۵
مُعْتَذِراً نَّادِماً،
بهانه آورنده و پشیمان
- ۷۶
مُّنْكَسِراً مُّسْتَقِيلاً
شکستۀ دل و معتذر
- ۷۷
مُّسْتَغْفِراً مُّنِيباً،
استغفار کننده و توبه کننده
- ۷۸
مُّقِرّاً مُّذْعِناً مُّعْتَرِفاً
معترف و تسلیم پذیر و اقرار کننده
- ۷۹
لا أَجِدُ مَفَرّاً مِّمَّا كَانَ مِنِّي
جائی برای فرار از آنچه از طریق من واقع شد نمی یابم
- ۸۰
وَلا مَفْزَعاً أَتَوَجَّهُ إِلَيْهِ في أَمْرِي
و نه پناهگاهی که برای امور خود به آن روی آورم
- ۸۱
غَيْرَ قَبُولِكَ عُذْرِي، وَإِدخَاِلكَ إِيَاي فِي سَعَةٍ مِّن رَّحْمَتِكَ
جز اینکه تو بهانه ام را بپذیری و مرا درون رحمت خود درآوری
- ۸۲
اَللَّهُمَّ فَاقْبَل عُذْرِي
ای خدا، پس بهانه ام را بپذیر
- ۸۳
وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرِّي
بر سختی بلای من رحم کن
- ۸۴
وَفُكَّنِي مِن شَدِّ وَثَاقِي
و مرا از تنگی زنجیرهایم رهائی بخش
- ۸۵
يَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِي وَرِقَّةَ جِلْدِي وَدِقَّةَ عَظْمِي
ای پروردگار من، بر ضعف تن من و نازکی پوستم و سستی استخوانم رحم فرما
- ۸۶
يَا مَنْ بَدَأَ خَلْقِي وَذِكْرِي وَتَرْبِيَتِي وَبِرِّي وَتَغْذِيَتِي
ای تو کسی که خلقت مرا آفریدی و یادم کردی و از من پروردگاری کردی و بر من احسان ورزیدی و مرا رزق دادی
- ۸۷
هَبْنِي لابْتِدَاءِ كَرَمِكَ وَسَاِلفِ بِرِّكَ بِي
بهره ای از بخشش و احسان سابق خود بر من عطا فرما
- ۸۸
يَا إِلَهِي وَسَيِّدِي وَرَبِّي
ای خدا، ای مالک و پروردگار من
- ۸۹
أَتُرَاكَ مُعَذِّبِي بِنَارِكَ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ
آیا تو خود را این گونه می دانی که مرا پس از توحید تو در آتش خود عذاب دهی
- ۹۰
وَبَعْدَ مَا انْطَوَى عَلَيْهِ قَلْبِي مِن مَّعْرِفَتِكَ
و پس از اینکه دل من شناخت تو را فرو برده است
- ۹۱
وَلَهِجَ بِهِ لِسَانِي مِنْ ذِكْرِكَ
و زبان من یاد تو را مسلسل بیان کرده است
- ۹۲
وَاعْتَقَدَهُ ضَمِيرِي مِنْ حُبِّكَ
و دل من به محبت تو چسبیده است
- ۹۳
وَبَعْدَ صِدْقِ اعْتِرَافِي وَدُعَائِي خَاضِعاً لِّرُبُوبِيَّتِكَ
و پس از خلوص اقرار و دعای من که در برابر فرمانروائی تو خاشع بودم
- ۹۴
هَيْهَاتَ أَنتَ أَكْرَمُ مِنْ أَن تُضَيِّعَ مَن رَّبَّيْتَهُ
دور باد که چنین باشد! تو بیش از آن سخاوتمند هستی که آن کسی را که پروردگاری کردی اهدار دهی
- ۹۵
أَوْ تُبْعِدَ مَنْ أَدْنَيْتَهُ
یا بیرون کنی آن کسی را که به خود نزدیک کردی
- ۹۶
أَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَيْتَهُ
یا دور انداختی آن کسی را که سکونت دادی
- ۹۷
أَوْ تُسْلِّمَ إِلىَ الْبلاءِ مَن كَفَيْتَهُ وَرَحِمْتَهُ
یا مبتلا کنی آن کسی را که بخشش کردی و بر او رحم ورزیدی
- ۹۸
وَلَيْتَ شِعْرِي يَا سَيِّدِي وَإِلَهِي وَمَوْلاي
کاش بدانم ای مالک، ای معبود و سرپناه من
- ۹۹
أَتُسَلِّطُ النَّارَ عَلَى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ سَاجِدَةً
آیا تو آتش را بر چهره هایی مسلط خواهی کرد که در برابر عظمت تو سجده کردند
- ۱۰۰
وَّعَلَى أَلْسُنٍ نَّطَقَتْ بِتَوْحِيدِكَ صَادِقَةً وَّبِشُكْرِكَ مَادِحَةً
و بر زبانهایی که صادقانه توحید تو را ادا کردند و سپاس تو را بیان کردند
- ۱۰۱
وَّعَلَى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِإِلَهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً
و بر دلهایی که توحید تو را به تصدیق شناختهاند
- ۱۰۲
وَّعَلَى ضَمَائِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتَّى صَارَتْ خَاشِعَةً
و بر عقولی که علم تو را احاطه کردهاند تا فروتن شدهاند
- ۱۰۳
وَّعَلَى جَواِرحَ سَعَتْ إِلَى أَوْطَانِ تَعَبُّدِكَ طَائِعَةً وَّأَشَارَتْ بِاسْتِغْفَارِكَ مُذْعِنَةً
و بر اعضای بدنی که به جاهای عبادت تو شتاب میروند در فرمانبرداری و براي بخشش تو خواهش میکنند در تسلیم
- ۱۰۴
مَّا هَكَذَا الظَّنُّ بِكَ وَلا أُخْبِرْنَا بِفَضْلِكَ عَنكَ
چنین گمان از تو نیست! و چنین بهدنام نیافته است — به فضل تو — در مورد تو
- ۱۰۵
يَا كَرِيمُ، يَا رَبِّ
ای بسیار بخشنده! پروردگار من
- ۱۰۶
وَأَنتَ تَعْلَمُ ضَعْفِي عَن قَلِيلٍ مِّن بَلاءِ الدُّنْيَا وَعُقُوبَاتِهَا،
و تو میدانی ضعف من پیش روی کمی از بلاهای دنیا و عذابهای آن
- ۱۰۷
وَمَا يَجْرِي فِيهَا مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَى أَهْلِهَا
و پیش روی آن مصیبتهایی که بر ساکنان آن فرود میآید
- ۱۰۸
عَلَى أَنَّ ذَلِكَ بَلاءٌ وَّمَكْرُوهٌ، قَلِيلٌ مَّكْثُهُ، يَسِيرٌ بَقَاؤُهُ، قَصِيرٌ مُّدَّتُهُ
اگر چه اینها مصیبت و بلایی است که ماندناش کوتاه است، قیاماش کم است و مدتاش چند روز
- ۱۰۹
فَكَيْفَ احْتِمَاِلي لِبَلاءِ الآخِرَةِ وَجَلِيلِ وُقُوعِ الْمَكَارِهِ فِيهَا!
پس چگونه میتوانم بر بلاهای دنیای دیگر و مصیبتهای بزرگی که در آن رخ میدهد صابر باشم
- ۱۱۰
وَهُوَ بَلاءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ، وَيَدُومُ مَقَامُهُ، وَلا يُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ
زیرا که این بلایی است که مدتاش دراز است، جایگاهاش باقی است و مبتلیاناش را راحت نیست
- ۱۱۱
لأَنَّهُ لا يَكُونُ إِلاَّ عَنْ غَضَبِكَ وَانتِقَامِكَ وَسَخَطِكَ
چون که این بلا صرف از غضب تو و انتقام تو و خشم تو ناشی است
- ۱۱۲
وَهَذَا مَا لا تَقُومُ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ
و اینها را نه آسمانها تاب دارند و نه زمین
- ۱۱۳
يَا سَيِّدِي فَكَيْفَ بِي
ای مالک! پس من چطور؟!
- ۱۱۴
وَأَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ
زیرا که من بندهی ضعیف تو، ذلیل، پست، بدبخت و شقی هستم
- ۱۱۵
يَا إِلَهِي وَرَبِّي وَسَيِّدِي وَمَوْلاي
الهی! پروردگار من! مالک من! حامی من!
- ۱۱۶
لأَيِّ الأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو
کدام چیز را به تو شکایت کنم
- ۱۱۷
وَلِمَا مِنْهَا أَضِجُّ وَأَبْكِي
و کدام یک را گریہ کنم و ماتم بگیرم
- ۱۱۸
لأَلِيمِ الْعَذَابِ وَشِدَّتِهِ!
آیا بر درد و سختی عذاب
- ۱۱۹
أَمْ لِطُولِ الْبَلاءِ وَمُدَّتِهِ!
یا بر طول و مدت بلا
- ۱۲۰
فَلَئِن صَيَّرْتَنِي لِلْعُقُوبَاتِ مَعَ أَعْدَائِكَ
پس اگر تو مرا به عذابها با دشمنان خود برانی
- ۱۲۱
وَجَمَعْتَ بَيْنِي وَبَيْنَ أَهْلِ بَلائِكَ
و مرا با اهل بلای تو جمع کنی
- ۱۲۲
وَفَرَّقْتَ بَيْنِي وَبَيْنَ أَحِبَّائِكَ وَأَوْلِيَائِكَ
و مرا از دوستان و پاکان تو جدا کنی
- ۱۲۳
فَهَبْنِي يَا إِلَهِي وَسَيِّدِي وَمَوْلاي وَرَبِّي صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ،
پس تصور کن ای الهی، ای مالک من، ای حامی من و پروردگار من که من بر عذاب تو صابر باشم
- ۱۲۴
فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِكَ
چگونه میتوانم جدایی از تو را تحمل کنم
- ۱۲۵
وَهَبْنِي صَبَرْتُ عَلَى حَرِّ نَارِكَ،
و تصور کن که من بر حرارت آتش تو صابر باشم
- ۱۲۶
فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إِلَى كَرَامَتِكَ
چگونه نمیتوانم بر بند کردن نگاه تو صابر باشم
- ۱۲۷
أَمْ كَيْفَ أَسْكُنُ فِي النَّارِ وَرَجَائِي عَفْوُكَ
یا چگونه در آتش ساکن باشم و امید من کمال بخشش تو است
- ۱۲۸
فَبِعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِي وَمَوْلاي أُقْسِمُ صَادِقاً، لَئِن تَرَكْتَنِي نَاطِقاً
پس به عزت تو ای مالک من و حامی من، سوگند میخورم صادقانه، اگر تو مرا گویایی بگذاری
- ۱۲۹
لأَضِجَّنَّ إِلَيْكَ بَيْنَ أَهْلِهَا ضَجِيجَ الآمِلِينَ
به تو ماتم خواهم کرد از میان اهل آتش با ماتم امیدواران
- ۱۳۰
وَلأَصْرُخَنَّ إِلَيكَ صُرَاخَ المُسْتَصْرِخِينَ
به تو فریاد خواهم رسانید با فریاد مستغیثان
- ۱۳۱
وَلأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكَاءَ الفَاقِدِينَ
به تو گریه خواهم کرد با گریه محرومان
- ۱۳۲
وَلأُنَادِيَنَّكَ أَيْنَ كُنتَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ
و به تو خطاب خواهم کرد، کجایی تو ای سرپرست مومنان
- ۱۳۳
يَا غَايَةَ آمَاِل العَارِفِينَ
ای قصد امید شناختگان تو
- ۱۳۴
يَا غِيَاثَ المُسْتَغِيثِينَ
ای یاری طلبندگان
- ۱۳۵
يَا حَبِيبَ قُلُوبِ الصَّادِقِينَ
ای دوست دلهای مخلصان
- ۱۳۶
وَيَا إِلَهَ العَالَمِينَ
و ای الهی جهاننشینان!
- ۱۳۷
أَفَتُرَاكَ، سُبْحَانَكَ يَا إِلَهِي وَبِحَمْدِكَ، تَسْمَعُ فِيهَا صَوْتَ عَبْدٍ مُّسْلِمٍ
آیا میتواند خود را تصور کرد — سبحانک الهی و لك الحمد — که در میان آتش صدای بندهای را میشنود که بر تو تسلیم است
- ۱۳۸
سُجِنَ فِيهَا بِمُخَالَفَتِهِ
زندانی شده در آن به سبب تجاوزهای خود
- ۱۳۹
وَذَاقَ طَعْمَ عَذَابِهَا بِمَعْصِيَتِهِ
چاشنی کننده از لذت عذاب آن به سبب نافرمانی خود
- ۱۴۰
وَحُبِسَ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا بِجُرْمِهِ وَجَرِيرَتِهِ
و محبوس شده در طبقات آن به سبب گناه و جرم خود
- ۱۴۱
وَهُوَ يَضِجُّ إلَيْكَ ضَجِيجَ مُؤَمِّلٍ لِّرَحْمَتِكَ
در حالی که به تو ماتم میکند ماتم امیدواری برای رحمت تو
- ۱۴۲
وَيُنَادِيكَ بِلِسَانِ أَهْلِ تَوْحِيدِكَ
و به تو ندا میکند به زبان موحدان
- ۱۴۳
وَيَتَوَسَّلُ إلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ
و به پروردگاری تو استدعا میکند!
- ۱۴۴
يَا مَوْلاي فَكَيْفَ يَبقَى فِي الْعَذَابِ وَهُوَ يَرْجُو مَا سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ
ای حامی من! پس چگونه بر عذاب باقی بماند در حالی که امید رحمت سابق تو دارد
- ۱۴۵
أَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ النَّارُ وَهُوَ يَامَلُ فَضْلَكَ وَرَحْمَتَكَ
یا چگونه آتش او را درد دهد درحالی که فضل و رحمت تو انتظار میکشد
- ۱۴۶
أَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهِيبُهَا وَأَنتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَتَرَى مَكَانَهُ
یا چگونه شعلههای آن او را بسوزاند در حالی که تو صدای او را میشنوی و جایگاه او را میبینی
- ۱۴۷
أَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفِيرُهَا وَأَنتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ
یا چگونه نالهاش او را احاطه کند در حالی که تو ضعف او را میدانی
- ۱۴۸
أَمْ كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ أَطْبَاقِهَا وَأَنتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ
یا چگونه میان طبقات آن تلاطم کند در حالی که تو اخلاص او را میدانی
- ۱۴۹
أَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبَانِيَتُهَا وَهُوَ يُنَادِيكَ يَا رَبَّهُ
یا چگونه نگهباناناش او را عذاب دهند درحالی که او بتو ندا میرساند ای پروردگار
- ۱۵۰
أَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فِي عِتْقِهِ مِنْهَا فَتَتْرُكُهُ فِيهَا
یا چگونه امید فضل تو برای رهایی از آن داشته باشد درحالی که تو او را در آن ترک کنی
- ۱۵۱
هَيهَاتَ مَا ذَلِكَ الظَّنُّ بِكَ
دور باد از تو! این چنین نیست که از توانتظار رود،
- ۱۵۲
وَلا الْمَعْرُوفُ مِن فَضْلِكَ
و نه آنچه از بخشواری تو معروف است،
- ۱۵۳
وَلا مُشْبِهٌ لِمَا عَامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدِينَ مِنْ بِرِّكَ وَإِحْسَانِكَ
و نه مشابه به نیکی و مهربانیای که به پرستندگان وحدانیت خود نمودهای.
- ۱۵۴
فَبِالْيَقِينِ أَقْطَعُ لَوْلا مَا حَكَمْتَ بِهِ مِن تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ
پس من به یقین اعلام میکنم که اگر چنین نبود آنچه درباره عذاب منکران خود مقرر داشتهای
- ۱۵۵
وَقَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلاَدِ مُعَانِدِيكَ
و آنچه درباره داربند ابدی سرپیچان خود قضا فرمودهای،
- ۱۵۶
لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّهَا بَرْداً وَّسَلاَماً،
تمام آتش را همگی برائی روح و ایمن کردی می
- ۱۵۷
وَمَا كَانَ لأَحَدٍ فِيهَا مَقَرّاً وَّلا مُقَاماً
و کس را در آن جای استراحت یا سکونت نبود.
- ۱۵۸
لَّكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلأَهَا مِنَ الْكَافِرِينَ،
لیکن تو—پاک باد نامهای تو—قسم خوردی که آن را از کافران پر کنی،
- ۱۵۹
مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ
جن و انسان را یکجا،
- ۱۶۰
وَأَن تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعَانِدِينَ
و سرپیچان خود را در آن ابد الاباد قرار دهی.
- ۱۶۱
وَأَنتَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدَئاً، وَّتَطَوَّلْتَ بِالإِنْعَامِ مُتَكَرِّماً:
و تو—عظیم باد ستایش تو—در ابتدا فرمودی و بر لطف و احسان منت گذاشتی،
- ۱۶۲
أَفَمَن كَانَ مُؤْمِنًا كَمَن كَانَ فَاسِقًا ۚ لَّا يَسْتَوُونَ
آیا کسی که ایمان آورده مانند کسی است که بیدین بوده؟ برابر نیستند.
- ۱۶۳
إِلَهِي وَسَيِّدِي فَأَسْألُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِي قَدَّرْتَهَا
خدایا و آقایا! پس از تو میخواهم به قوتی که تقسیم کردهای
- ۱۶۴
وَبِالْقَضِيَّةِ الَّتِي حَتَمْتَهَا وَحَكَمْتَهَا وَغَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ أَجْرَيْتَهَا
و به فیصلهای که تعیین و نافذ فرمودهای و به وسیلهی آن بر کسی که مقدر شده غالب آمدهای،
- ۱۶۵
أَن تَهَبَ لِي، فِي هذِهِ اللَّيْلَةِ، وَفِي هَذِهِ السَّاعَةِ
که در این شب و در این ساعت مرا بخشای
- ۱۶۶
كُلَّ جُرْمٍ أَجْرَمْتُهُ
هر گناهای که مرتکب شدهام،
- ۱۶۷
وَكُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ
و هر خطایی که انجام دادهام،
- ۱۶۸
وَكُلَّ قَبِيحٍ أَسْرَرْتُهُ
و هر چیز زشتای که پوشاندهام
- ۱۶۹
وَكُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ،
و هر ابلهانهای که انجام دادهام
- ۱۷۰
كَتَمْتُهُ أَوْ أَعْلَنتُهُ،
خواه پوشیده کرده باشم یا آشکار سازی کرده باشم،
- ۱۷۱
أَخفَيْتُهُ أَوْ أَظْهَرْتُهُ
یا پنهان کرده باشم یا ظاهر ساخته باشم
- ۱۷۲
وَكُلَّ سَيِّئَةٍ أَمَرْتَ بِإِثْبَاتِهَا الْكِرَامَ الكَاتِبِينَ
و هر عمل بدای که به کاتبان گرامی دستور دادهای برائی ثبت کردن،
- ۱۷۳
الَّذِينَ وَكَّلْتَهُم بِحِفْظِ مَا يَكُونُ مِنِّي
آنهایی که برائی نگرانی بر آنچه از من ظاهر شود منصوب فرمودهای
- ۱۷۴
وَجَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَيَّ مَعَ جَوَارِحِي،
و همراه با اعضای بدن من شاهد بر من ساختهای.
- ۱۷۵
وَكُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيَّ مِن وَّرَائِهِمْ،
و تو خود ناظر بر من از پس آنها بودهای،
- ۱۷۶
وَالشَّاهِدَ لِمَا خَفِي عَنْهُمْ،
و شاهد بر آنچه از آنها مخفی است
- ۱۷۷
وَبِرَحْمَتِكَ أَخْفَيْتَهُ،
لیکن به رحمت خود آن را پوشاندی
- ۱۷۸
وَبفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ
و به بخشواری خود آن را پرده کردی.
- ۱۷۹
وَأَن تُوَفِّرَ حَظِّي مِن كُلِّ خَيْرٍ تُنْزِلُهُ،
و از تو میخواهم که بر من سهمی فراوان از هر خیری دهی که فرستادی،
- ۱۸۰
أَوْ إِحْسَانٍ تُفْضِلُهُ
یا مهربانیای که دادهای،
- ۱۸۱
أَوْ بِرٍّ تَنْشِرُهُ،
یا نیکوییای که شرح دادهای،
- ۱۸۲
أَوْ رِزْقٍ تَبْسُطُهُ
یا روزیای که گستراندهای،
- ۱۸۳
أَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ
یا خطایی که بخشیدهای،
- ۱۸۴
أَوْ خَطَأٍ تَسْتُرُهُ
یا لغزشای که پوشاندهای.
- ۱۸۵
يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ
پروردگارا! پروردگارا! پروردگارا!
- ۱۸۶
يَا إِلَهِي وَسَيِّدِي وَمَوْلاي وَمَاِلكَ رِقِّي
خدایا! آقایا! محافظا! مالک بندگی من!
- ۱۸۷
يَا مَنْ بِيَدِهِ نَاصِيَتِي
ای آن کس که پیشانی من در دست او است!
- ۱۸۸
يَا عَلِيماً بِضُرِّي وَمَسْكَنَتِي
ای کسی که درد و رنج مرا میشناسی!
- ۱۸۹
يَا خَبِيراً بِفَقْرِي وَفَاقَتِي
ای کسی که از فقر و احتیاج مرا آگاه هستی!
- ۱۹۰
يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ
پروردگارا! پروردگارا! پروردگارا!
- ۱۹۱
أَسْألُكَ بِحَقِّكَ وَقُدْسِكَ
از تو میخواهم به حق و قدسیت خود
- ۱۹۲
وَأَعْظَمِ صِفَاتِكَ وَأَسْمَائِكَ
و بزرگترین صفات و نامهای خود،
- ۱۹۳
أن تَجْعَلَ أَوْقَاتِي فِي اللَّيلِ وَالنَّهَارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً،
که اوقات شب و روز مرا معمور از یاد خود کنی،
- ۱۹۴
وَبِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً،
و پیوسته به خدمت خود ساختهای
- ۱۹۵
وَّأَعْمَاِلي عِنْدَكَ مَقْبُولَةً،
و اعمال مرا مقبول خود کنی،
- ۱۹۶
حَتَّى تَكُونَ أَعْمَاِلي وَأَوْرَادِي كُلُّهَا وِرْداً وَّاحِداً،
تا اعمال و تسبیحات من همه یک تسبیح باشد
- ۱۹۷
وَّحَاِلي فِي خِدْمَتِكَ سَرْمَداً
و مشغولیت من به خدمت تو ابدی باشد.
- ۱۹۸
يَا سَيِّدِي، يَا مَنْ عَلَيْهِ مُعَوَّلِي
ای آقایا! ای کسی که بر او متوکلام!
- ۱۹۹
يَا مَنْ إلَيْهِ شَكَوْتُ أَحْوَاِلي
ای کسی که به او از حال خود شکایت میکنم!
- ۲۰۰
يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ
پروردگارا! پروردگارا! پروردگارا!
- ۲۰۱
قَوِّ عَلَى خِدْمَتِكَ جَوَارِحِي
اعضای بدنم را در خدمت خود محکم کن
- ۲۰۲
وَاشْدُدْ عَلىَ الْعَزِيمَةِ جَوَانِحِي
و پهلوهای مرا در عزم استوار ساز
- ۲۰۳
وَهَبْ لِي الْجِدَّ فِي خَشْيَتِكَ
و به من جدیت بخش در خشیت تو
- ۲۰۴
وَالدَّوَامَ فِي الإتِّصَاِل بِخِدْمَتِكَ
و پیوستگی در اتصال به خدمت تو
- ۲۰۵
حَتَّى أَسْرَحَ إِلَيكَ فِي مَيَادِينِ السَّابِقِينَ
تا به سوی تو به آسانی روم در میدانهای پیشروان
- ۲۰۶
وَأُسْرِعَ إلَيْكَ فِي الْمبُادِرِينَ
و شتاب کنم به سوی تو در میان برگزیدگان
- ۲۰۷
وَأَشْتَاقَ إلىَ قُرْبِكَ فِي الْمُشْتَاقِينَ
و آرزومند باشم از قرب تو در میان آرزومندان
- ۲۰۸
وَأَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلِصِينَ
و نزدیک شوم به تو با نزدیکی صادقان
- ۲۰۹
وَأَخَافَكَ مَخَافَةَ الْمُوقِنِينَ
و از تو بترسم به ترسی بترسندگان یقینی
- ۲۱۰
وَأَجْتَمِعَ فِي جِوَارِكَ مَعَ الْمُؤْمنِينَ
و جمع شوم با مؤمنان در نزدیکی تو
- ۲۱۱
اَللَّهُمَّ وَمَنْ أَرَادَنِي بِسُوٍء فَأَرِدْهُ
ای خدایا، هر کس برای من شر خواست، او را شر خواه
- ۲۱۲
وَمَن كَادَنِي فَكِدْهُ
و هر کس مرا فریب داد، او را فریب ده
- ۲۱۳
وَاجْعَلْنِي مِنْ أَحَسَنِ عَبِيدِكَ نَصِيباً عِنْدَكَ
و مرا ساز بهترین بندگان خود در سهمی از تو
- ۲۱۴
وَأَقْرَبِهِم مَّنْزِلَةً مِّنْكَ
و نزدیکترین ایشان در مقام نزد تو
- ۲۱۵
وَأَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَّديْكَ
و برگزیدہ ترین ایشان در قرب تو
- ۲۱۶
فَإِنَّهُ لا يُنَالُ ذَلِكَ إِلاَّ بِفَضْلِكَ
زیرا این امر جز به لطف تو حاصل نیست
- ۲۱۷
وَجُدْ لِي بِجُودِكَ
و بخش بر من از بخشش خود
- ۲۱۸
وَاعْطِفْ عَلَيَّ بِمَجْدِكَ
و تمایل بر من به عظمت خود
- ۲۱۹
وَاحْفَظْنِي بِرَحْمَتِكَ
و حفاظت کن مرا به رحمت خود
- ۲۲۰
وَاجْعَل لِّسَانِي بِذِكْرِكَ لَهِجاً
و زبان مرا نصیب کن یاد تو بی انقطاع
- ۲۲۱
وَّقَلْبِي بِحُبِّكَ مُتَيَّماً
و دل مرا اسیر محبت تو
- ۲۲۲
وَّمُنَّ عَلَيَّ بِحُسْنِ إِجَابَتِكَ
و احسان کن به من در اجابت دعای من
- ۲۲۳
وَأَقِلْنِي عَثْرَتِي
و خطائیای مرا باطل ساز
- ۲۲۴
وَاغْفِرْ زَلَّتِي
و لغزشهای مرا بیامرز
- ۲۲۵
فَإِنَّكَ قَضَيْتَ عَلَى عِبَادِكَ بِعِبَادَتِكَ
زیرا تو نماز خود را برای بندگان خود مقرر کردی
- ۲۲۶
وَأَمَرْتَهُم بِدُعَائِكَ
و ایشان را امر کردی دعا کنند به تو
- ۲۲۷
وَضَمِنتَ لَهُمُ الإِجَابَةَ
و ایشان را یقین داد که اجابت خواهند شد
- ۲۲۸
فَإِلَيْكَ يَا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِي
پس به سوی تو ای پروردگارم، چهره خود دادم
- ۲۲۹
وَإلَيْكَ يَا رَبِّ مَدَدتُّ يَدِي
و به سوی تو ای پروردگارم، دست خود افراختم
- ۲۳۰
فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لِي دُعَائِي
پس به عزت تو، دعای مرا برآور
- ۲۳۱
وَبَلِّغْنِي مُنَاي
و مرا برسان به آرزوهای خود
- ۲۳۲
وَلا تَقْطَعْ مِن فَضْلِكَ رَجَائِي
آمید مرا از لطفهای تو قطع مکن
- ۲۳۳
وَاكْفِنِي شَرَّ الْجِنِّ وَالإِنْسِ مِنْ أَعْدَائِي
و مرا نجات ده از شرور دشمنان خود، جن و انس
- ۲۳۴
يَا سَرِيعَ الرِّضَا
ای آنکه رضاش به سرعت حاصل شود
- ۲۳۵
اغْفِرْ لِمَن لا يَمْلِكُ إِلاَّ الدُّعَاءَ
بیامرز آنکس که جز دعا سرمایه ندارد
- ۲۳۶
فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا تَشَاءُ
زیرا تو هر چه خواهی انجام میدهی
- ۲۳۷
يَا مَنْ اسْمُهُ دَوَاءٌ
ای آنکه نام تو شفاست
- ۲۳۸
وَذِكْرُهُ شِفَاءٌ
و یاد تو درمان است
- ۲۳۹
وَطَاعَتُهُ غِنًى
و اطاعت تو دولت است
- ۲۴۰
ارْحَم مَّن رَّأْسُ مَاِلهِ الرَّجَاءُ
بر آنکس که سرمایه اش امید است، رحم فرما
- ۲۴۱
وَسِلاَحُهُ الْبُكَاءُ
و سلاح اش اشک است
- ۲۴۲
يَا سَاِبغَ النِّعَمِ
ای فراواندهنده برکات
- ۲۴۳
يَا دَافِعَ النِّقَمِ
ای دفعکننده بلاها
- ۲۴۴
يَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِي الظُّلَمِ
ای نور تنهاروانان در تاریکی
- ۲۴۵
يَا عَالِماً لا يُعَلَّمُ
ای آنکه درایت کند و تعلیم نیافته باشی
- ۲۴۶
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَّآلِ مُحَمَّدٍ
درود بفرست بر محمد و آل محمد
- ۲۴۷
وافْعَلْ بِي مَا أَنتَ أَهْلُهُ
و با من کن آنچه جدیر تو است
- ۲۴۸
وَصَلَّى اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَالأَئِمَّةِ الْمَيَامِينَ مِنْ آلِهِ
و الله درود فرستد بر رسول خود و ائمه پاک از اهل بیت او
- ۲۴۹
وَسَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً
و بر ایشان سلام کثیر فرستاد